رحمت الله شريفي نجف آبادى

28

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

علت گرايش عده‌اى به اشتراك لفظى مفهوم وجود و ابطال آن و القائلون باشتراكه اللفظىّ . . . نجده من أنفسنا بالضّرورة . و كسانى كه به اشتراك لفظى مفهوم وجود ميان اشيا يا ميان واجب الوجود بالذات و ممكن الوجود قائل و معتقدند ، بدون شك به سبب حذر ، بيم و اجتناب از لزوم سنخيت ميان علت و معلول به‌طور مطلق - اين ، بنابر قول به اشتراك لفظى ميان اشياست - يا بين واجب الوجود بالذات و ممكن الوجود - اين ، بنابر قول به اشتراك لفظى ميان واجب الوجود بالذات و ممكن الوجود است - بوده است ، لذا به سوى آن نظريه ( اشتراك لفظى ) گرايش يافته‌اند كه سخن آنان مردود است ، زيرا مستلزم تعطيل عقول از معرفت ( انسان نسبت به حضرت حق ) است ، لذا وقتى مىگوييم : واجب الوجود ، اگر مفهوم آن همان معنايى است كه از وجود ممكن ، فهميده مىشود ، در اين صورت اشتراك معنوى وجود ( ميان واجب و ممكن ) پيش مىآيد و اگر آن مفهوم ( واجب ) ، مقابل وجود ممكن است و آن معناى مقابل ، مصداق نقيض وجود ممكن است ، درنتيجه نفى وجود واجب شده است كه خداوند بزرگ‌تر از اين است كه نقيض وجود باشد . ( تعالى اللّه عن ذلك ) و اگر از مفهوم واجب ، چيزى فهميده نشود ، تعطيل عقل از معرفت حق است و آن ضرورتا خلاف چيزى است كه در خودمان ( و وجدانمان به‌طور واضح ) مىيابيم . ( همه بالضروره مىدانند كه خدا وجود دارد و مفهوم روشنى از هستى او دارند و اين را درك مىكنند ) . چند نكته پيرامون اشتراك معنوى وجود 1 . هركسى مفهوم واحدى از هستى كه به موارد مختلف مثل واحد و كثير ، ماده و مجرد و واجب و ممكن حمل مىكند ، نزد خود دارد و اين ، دليل يك‌سانى خالق و خلق در مصداق نيست ، زيرا قبول اشتراك معنوى وجود ، منافاتى